مستندي درباره ستاره آرژانتيني فوتبال يعني مارادونا كه مورد احترام بزرگترين بازيكنان حال حاضر فوتبال جهان است
امیرحسین جلالی:این روزها که تب سرخ ضد امپریالیستی آمریکای لاتین دوباره در بین جوانان عاصی و پر شر و شور دنیا بالا گرفته، از مارادونا گفتن و او را به اوج آسمان رساندن آنقدر همهگیر شده که فیلمساز خوشفکر سرحالی چون «امیر کوشتوریتسا» را هم به فکر ساختن مستندی درباره اولین و آخرین اسطوره دنیای فوتبال انداخته است. مستندی که ساخت آن از سال 2005 آغاز شد و پس از سه سال ابتدا در بخش خارج از مسابقه کن امسال و بعد هم در جشنواره سینما حقیقت خودمان به نمایش عمومی در آمد، مستندی با نام «مارادونای کوشتوریتسا». (که ظاهرا بهترین ترجمه برای Maradona By Kusturica است) اما همیشه و به خصوص در دوران بازیگری مارادونا در بر این پاشنه نمیچرخید. روزهایی بودند که یقه سفیدهای طرفدار نظم و اخلاق هشت سال مداوم، بیوقفه و چپ و راست، اسطوره جهان فوتبال را به انواع و اقسام ترفندها مینواختند تا فوتبال و مظهر مجسمش دیگر به جادویی که در تابستان گرم مکزیکوسیتی بدل شد، تبدیل نشود. «مارادونای کوشتوریتسا» میخواهد شرح آن روزها باشد و واقعیت قضیه آن است که موفق هم میشود. چون سازندهاش بیش و پیش از هرچیزی یک عشق مارادوناست. آن پاتوقی که کوشتوریتسا و مارادونا در آن نشستهاند و حرف میزنند، آیینه تمام نمای فیلم است. فیلمساز طوری به صحبتهای سوژهاش گوش میکند و فرم نشستن و نگاهش طوری است که بیننده باورش میشود دارد فیلمی درباره یک اسطوره زنده و ماندگار را تماشا میکند. پس بهترین راه نوشتن درباره چنین مستندی هم بدون شک واکاوی متن آن است، چون هرچه که از آن به عنوان فرامتن یاد میکنیم از دل همین متن صادقانه بیرون میآید. فیلم با جملهای از «شارل بودلر» فرانسوی درباره خدا آغاز میشود تا از همان ابتدا نشان دهد برخلاف تصورات رایج اصلا یک مستند بیطرف نیست و موضع خود را در مورد سوژهاش مشخص کرده است. کلمه «خدا» (God) تا آخر فیلم بارها و بارها به کار برده میشود. کوشتوریتسا با یک گیتار موسیقی «خوب، بد، زشت» را مینوازد تا فیلم شروع شود. ساختار مستند عنوانبندی شده است و در چند فصل به بررسی دوران زندگی و بازی مارادونا میپردازد. در بین این فصول هم صحنههایی از جادوگریهای اسطوره در چمن سبز پخش میشود که موتیف آنها همان گل دوم مارادونا به انگلستان در جام جهانی 1986 مکزیک است، گلی که در هربار نمایشش تاکید میشود بهترین گل تاریخ فوتبال دنیاست. اوایل فیلم و پس از نمایش سخنرانی ضد بوش مارادونا و اوو مورالس (رئیسجمهور بولیوی)، اتومبیل کوشتوریتسا و گروهاش را میبینیم که جلوی در خانه مارادونا در بوئنوس آیرس جمع شدهاند. فیلمساز برای اینکه در همان ابتدای اثر بیننده را کاملا در جریان موقعیت مارادونا در آرژانتین قرار دهد این تصاویر را در فیلم قرار داده است. صبح کله سحر است و مارادونا و خانواده و دوستان نزدیکش میخواهند به مرکز شهر بروند و کوشتوریتسا و گروه او فقط میتوانند با فاصله این منظره را تماشا کنند. چون همانطور که خود فیلمساز میگوید او و گروهش اینجا موقعیت پاپاراتزوهایی را دارند که در برابر یک سوپراستار قرار گرفته باشند